یکشنبه , خرداد ۵ ۱۳۹۸
صفحه نخست / علمی و آموزشی / بیماری ها و راه درمان / اختلال خلقی به نوعی از اختلالات روانی اطلاق می‌شود که با تجربه افسردگی یا شیدایی (یا هر دو) تعریف می‌شود
اختلال خلقی
اختلال خلقی

اختلال خلقی به نوعی از اختلالات روانی اطلاق می‌شود که با تجربه افسردگی یا شیدایی (یا هر دو) تعریف می‌شود

اختلال خلقی

اختلال خُلقی (به انگلیسی: mood disorder) به نوعی از اختلال روانی اطلاق می‌شود که با تجربه افسردگی یا شیدایی (یا هر دو) تعریف می‌شود. اختلال خلقی شامل دو ردهٔ اصلی افسردگی تک‌قطبی و اختلال دوقطبی هستند.گروهی از ناراحتی ها و بیماری های روانی را اختلالات خلقی می گویند. تقریباً این نوع اختلالات و مشكلات روانی از شایعترین انواع ناراحتی های روانی است كه در تمام سنین دیده می شود . این اختلالات روانی ممكن است از خفیف ترین شكل آن مثلاً یك نوع افسردگی خیلی ساده و جزئی و گذرا باشد یا از نوع حالت های خیلی شدید ، پیشرفته ، طولانی و عود كننده. این گروه از بیماری های روانی ممكن است با علت شناخته شده و معلوم عارض شود. مانند افسردگی های شدید به دنبال از دست دادن عزیزان یا اتفاقات ناگوار و یا ورشكستگی های مالی.

این اختلالات در ICD-10 تحت عنوان «اختلال خلقی (عاطفی) (به انگلیسی: mood (affective) disorders)» طبقه‌بندی می‌شوند.

مراقبت های پرستاری در اختلال خلقی

پرستار می تواند داده های ارزیابی را از بیمار اختلال خلقی،خانواده بیمار ،سایر افراد درگیر در امر درمان و مراقبت ویا در صورت وجود پرونده های پزشکی قبلی بیماردریافت نماید. در بررسی بیماران مبتلا به اختلالات افسردگی باید خطر خود کشی و دیگر کشی ،ارزیابی توانایی های بیمار،میزان فعالیت های اجتماعی ،نگرش نسبت به خود وارزیابی منابع اجتماعی بیمار،مورد توجه قرار گیرد،بررسی این موارد با اخذ شرح حال کامل و معاینه وضعیت روانی امکان پذیر می گردد.

درمعاینه وضعیت روانی باید این موارد بررسی شوند:۱)توصیف کلی ۲)خلق،عاطفه واحساسات ۳)تکلم ۴)ادراک ۵)اختلالات تفکر ۶)موقعیت سنجی ۷)حافظه ۸)قضاوت وبینش ۹)علایم جسمی

تشخیص های پرستاری

۱-کاهش مراقبت از خود مشخص با ظاهر نامتناسب وژولیده به علت افسردگی

۲-توانایی بالقوه جهت آسیب زدن به خود ودیگران مشخص با گفته های مستقیم یا غیرمستقیم به علت احساس درماندگی

۳-اشکال در پنداشت از خود مشخص با احساس بی ارزشی،کاهش اعتماد به نفس به علت داشتن افکار منفی

۴-اختلال در تعاملات اجتماعی مشخص با عدم علاقه به برقراری رابطه با دیگران به علت افسردگی

۵-اختلال در الگوی خواب به علت افسردگی

۶-تغییر در تغذیه ،کمتر از نیاز بدن ،مشخص با بی اشتهایی به علت افسردگی

مداخلات پرستاری

مداخلات مربوط به کاهش مراقبت از خود:شرکت دادن بیمار در امر شستشوونظافت شخصی و هر زمان که بیماردر انجام آنها موفق شد مورد تشویق قرار گیرد،تقویت مثبت موحب ارتقا عزت نفس می شود .گاهی لازم است به بیمار به طور واقعی و عینی نشان داد که چگونه می تواند فعالیتی را که احساس می کند که برایش مشکل است،انجام دهد.

مداخلات مربوط به خودکشی و دگرکشی:برقرار نمودن ارتباط خوب با بیمار یک روش خوب در پیشگیری از خود کشی است،چون احساس میکند که فرد با ارزشی است. تدابیر امنیتی مانند دور کردن وسایل خطرناک و نظارت دقیق بیمار الزامی است؛تشویق بیمار به بیان احساسات و در جریان دادن پزشک ،اطرافیان و پرسنل بخش نیز از اقدامات دیگر می باشد.

مداخلات مربوط به اشکال در پنداشت خود:باید به بیمار کمک شود تا توانایی های خود را شناسایی کند.ترتیب دادن برنامه ای برای فعالیت در طول روز ،البته این فعالیت ها نباید خارج از توانایی های فرد باشد ،که بیمار بتواند فعالیت ها را با موفقیت به پایان برساندو تقویت دریافت نماید ،در غیر این صورت سبب احساس بی کفایتی و کاهش بیشتر اعتماد به نفس بیمار می شود.تشویق بیمار به شرکت در فعالیت های گروهی که از آن بیمار بازخورد مثبت دریافت کند.

مداخلات مربوط به اختلال در تعاملات اجتماعی:بررسی رفتار های اجتماعی بیمار وتلاش دربرطرف کردن کمبود های او در این زمینه،حائز اهمیت است.درکنار بیمار افسرده ای که از دیگران کناره گیری می کند بنشینید و به خواندن روزنامه یا کار دیگری مشغول شوید .به این طریق، بیماراحساس می کند فرد با ارزشی است .گاهی از خود می توان واکنشی نشان داد مثلا خود را معرفی کنید ویا اعلام آمادگی جهت شنیدن حرف های او،بعد از برقراری ارتباط و احساس راحتی بیمار،او را به شرکت در فعالیت های گروهی تشویق کنید.

مداخلات مربوط به اختلال در الگوی خواب:تهیه گزارش دقیقی از الگوی خواب بیمار در طول شب.به طور کلی اقدامات لازم عبارتند از:مشغول کردن بیمار در طول روز،روش های ساده و معمولی مثل نوشیدنی گرم ولی غیر محرک،غذای مختصر وسبک،حمام گرم.باید مصرف مواد حاوی کافئین مانند چای،قهوه و غیره محدود شود.موسیقی ملایم نیز می تواند کمک کننده باشد ،داروهای ضد افسردگی نیز بهتر است در هنگام خواب به بیمار داده شود.

مداخلات مربوط به تغییرتغذیه:برای بیماران افسرده ای که اشتهای غذا خوردن ندارند لازم است یک رژیم غذاییی کامل در نطر گرفته شود گاهی با تجویزپزشک به بیمار ویتامین داده می شود.شرایطی جهت تحریک اشتهای بیمار مانند گذاشتن یک گلدان سر میز غذا ،و حتی در صورت امکان غذای مورد علاقه بیمار فراهم شود.

سایرمداخلات:پرستار باید به بیمار فرصت دهد که احساسات خود را بیان کند ،این کار باعث می شود که بیمار بداند به احساسات خود مسلط است.گاهی لازم است به بیمار اجازه داده شود که گریه کند،فریاد زند و یا حتی به بالش و تشک مشت بزند تا بدین ترتیب دشمنی و خصومت خود را بددون احساس گناه خالی کند.

ارزشیابی

ارزیابی برنامه مراقبتی وابسته به دستاوردهای هر بیمار است.مهم است که بیمار احساس امنیت کند و میل شدید به خود کشی نداشته باشد .مشارکت در جلسات درمانی نتایج مطلوب تری را برای بیمار فراهم می کند .اگربتوانیم علائم عود بیماری را زود شناسایی کنیم و برای درمان سریعا اقدام کنیم می توانیم دوره های افسردگی را کاهش دهیم.

فرایند پرستاری در مانیا

بررسی

معاینه وضعیت روانی بیماران مانیا به صورت زیر است: ۱)ظاهر کلی ۲)خلق،عاطفه و احساسات ۳)تکلم ۴)تفکر ۵)ادراک ۶)موقعیت سنجی ۷)رفتار های تکانه ای ۸)تعاملات اجتماعی ۹)قضاوت وبینش ۱۰)وضعیت جسمانی

تشخیص های پرستاری

۱-توانایی بالقوه برای صدمه به خود یا دیگران مشخص با رفتار های تحریکی به علت بیماری

۲-اختلال در تعاملات اجتماعی مشخص با دخالت های بی جا وبازی گرفتن دیگران به علت بیماری

۳-تغییر در فرایند های تفکرمشخص با هذیان های بزرگ منشی به علت بیماری

۴-اختلال در الگوی خواب مشخص با کاهش نیاز به خواب به علت بیماری

مداخلات پرستاری

مداخلات مربوط به توانایی بالقوه برای صدمه و آسیب رساندن به خود و دیگران:محیطی برای بیماران مانیا فراهم شود که فعالیت های آنها را محدود کند ،به عبارتی در آن محیط آرام شوند. این محیط حداقل امکانات تحریکی را داشته باشد؛مانند نور ملایم ،رفت وآمد کم،تزئین ساده تر و سر وصدای کمتر.بهتر است به فعالیت های انفرادی مشغول شوند ؛زیرا در فعالیت های جمعی میل به رقابت دارند .فعالیت هایی نظیر قدم زدن، باغبانی ، جاروکردن، نقاشی ، نویسندگی و.. می تواند انرژی زیاد آنها را کاهش دهد. بیماران مانیا علاقه زیادی به لطیفه گویی و خنداندن دیگران دارند که نباید در این جهت توسط دیگران تشویق شوند ،زیرا ممکن است بیمار را تحریک کند.در صورتیکه بیمار رفتار کلامی یا غیر کلامی تهدید کننده دارد باید تحت نظارت دقبق قرار گیرد.

مداخلات مربوط به اختلال درتعاملات اجتماعی:رفتار های اجتماعی نامناسب بیماران مانیا با دخالت های بی جا و بازی گرفتن دیگران مشخص می شود.لذا ضمن احترام به شخصیت آنها ،باید حد و مرزی برای آنها در نظر گرفت .زمانی که بیماررفتاراجتماعی مناسبی را از خود نشان می دهد،مورد تشویق قرارگیرد .

مداخلات مربوط به تغییرات تفکر: برخورد با هذیان های بیماران مانیا ،مشابه برخورد با هذیان های سایر بیماران سایکوتیک است.

مداخلات مربوط به اختلال در الگوی خواب:اقدامات معمولی جهت فراهم کردن شرایط لازم برای قبلا توضیح داده شد.ایجاد محیطی نسبتا تاریک و حداقل سر وصدا برای بیماران مانیا مفید است.

ارزشیابی کلی بیماران مبتلا به اختلال خلقی

تاثیر مداخلات پرستاری برای بیماران مبتلا به اختلال خلقی و به وسیله ی تغییرات در شناخت،عاطفه،رفتارو عملکرد بیمار مشخص می شود.نتایج کوتاه مدت مورد قبول شامل کاهش افکار خودکشی ،عدم صدمه به خود،جلوگیری از تهاجم،کاهش تکانه ها،افزایش ابراز احساسات و تمرکز،انتخاب اهداف واقعی ،بهبود وضعیت ظاهری و بهداشت و حفظ یک الگوی خواب مناسب است. نتایج بلند مدت شامل بهبود موقعیت عملکردی فرد و کیفیت زندگی و پیشگیری از عود بیماری خواهند بود.

اختلالات خلقی ناشی از مواد

همانطور که از نام آن پیداست، این اختلالات خلقی ناشی از یک ماده شیمیایی و یا مواد مخدری می‌باشند که بر وضعیت روحی روانی فرد تأثیر می‌گذارند. اعتیاد به یک ماده و یا ترک آن می‌تواند بر سطوح خلق و خوی تأثیر بگذارد و افراد ممکن است دچار شیدایی و یا افسردگی شوند.
اختلالات خلقی ناشی از الکل: تحقیقات نشان می‌دهند که افراد شدیداً الکلی ممکن است دچار افسردگی شوند. تمایل به خودکشی نیز ممکن است در این افراد دیده شود. افراد نسبتاً الکلی تا شدیداً الکلی ممکن است احساس رضایت و سرخوشی، نوساناتی در خلق و خوی، احساس سرمستی و کاهش کنترل بر روی انگیزه یا هوس را تجربه نمایند. در صورت داشتن اعتیاد به الکل همراه با استرس‌های روانی بیش از حد، فرد ممکن است به خشونت متوسل شود. ترک الکل موجب خستگی، بیخوابی، کم شدن علاقه‌ی جنسی و خلق و خوی ناپایدار می‌شود.
اختلالات خلقی ناشی از کافئین: کافئین اگر به مقدار بیش از حد مصرف شود، ممکن است به اضطراب منجر شود و حتی در برخی موارد موجب رخ دادن حملات وحشت یا هراس می‌شود.
اختلالات خلقی ناشی از نیکوتین: وابستگی به نیکوتین می‌تواند به افزایش احساس افسردگی بیانجامد. ترک نیکوتین همچنین دارای علائم مشابهی است.
به دلیل مواد محرک‌ سیستم عصبی: مسمومیت ناشی از چنین موادی منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با تمرکز و دقت می‌شود. در این حالت ممکن است کاهش عملکرد ذهنی دیده شود. علائم ترک این مواد، افسردگی و خستگی را شامل می‌شود. استفاده طولانی مدت از مواد محرکی مانند آمفتامین بر مغز اثر گذاشته و منجر به مشکلات بلند مدتی در تمرکز و حافظه می‌گردد. اختلالات خلقی به علت استفاده از این محرک‌ها و الکل ممکن است علائمی شبیه به علائم مشاهده شده در اختلال دو قطبی از خود نشان دهند.
به دلیل مواد شبه افیونی: مواد شبه افیونی منجر به احساس شادی و سرخوشی می‌شوند. استفاده طولانی مدت از این مواد به افسردگی منجر می‌شود. ترک این مواد به بدن درد و اضطراب منتهی می‌گردد. علائم ترک ممکن است شامل اضطراب، افسردگی و اختلال خواب باشد.
به دلیل داروهای آرامبخش: علائم آن شبیه به علائم اختلالات خلقی ناشی از الکل می‌باشد. ترک کردن آرام بخش‌ها منجر به احساس اضطراب، افسردگی و اختلال در خواب می‌گردد. در موارد شدید، توهم ممکن است تجربه شود.
به دلیل توهم‌زاها: افرادی که مصرف کننده‌ی این مواد هستند، دچار هذیان و توهم می‌شوند. واکنش‌های روانی و افسردگی نیز ممکن است دیده شود.

اختلالات خلقی ناشی از یک بیماری طبی

یک اختلال خلقی می‌تواند به دلیل وجود یک بیماری طبی عمومی اتفاق بیافتد، زمانی می‌توان از آن نتیجه گرفت که علائم این اختلال در نتیجه‌ی فشار روانی این عارضه‌ی پزشکی باشد و تنها به دلیل پاسخی فیزیولوژیکی به آن نباشد. بیماریهای سیستم غدد درون ریز، بیماری پارکینسون، اختلالات سیستم عصبی و بیماری‌های قلبی عروقی می‌توانند به اختلالات خلقی منجر شوند. بیماری‌های بسیار دردناک و یا علاج ناپذیر منجر به احساس افسردگی در افراد مبتلا می‌شوند. برخی از بیماران ممکن است به خودکشی تمایل نشان دهند.

اختلال خلقی نامعین

یک اختلال خلقی که معیارهای هیچ یک از اختلالات خاص را در بر نمی‌گیرد، می‌تواند تحت عنوان اختلال خلقی نامعین و یا MD-NOS طبقه‌بندی شود. ترکیبی از اختلال خلقی و اختلال اضطراب یا افسردگی جزئی می‌تواند به عنوان MD-NOS طبقه‌بندی شود.
اختلالات خلقی در چهارچوب تغییر در رفتار و دوره‌هایی از افسردگی، اضطراب و بیقراری بروز می‌کنند. افراد مبتلا به اختلالات خلقی، تغییری غیرعادی و ناگهانی در رفتار خود نشان می‌دهند و دوره‌هایی از افسردگی و یا هیجان بیش از حد را تجربه می‌کنند. آنها دچار احساساتی از تحریک‌پذیری و غم و اندوه می‌شوند. مشخصه‌ی برخی اختلالات خلقی از دست دادن اشتها است که منجر به از دست دادن وزن شده، در حالی که مشخصه‌ی دیگر پرخوری است که منجر به افزایش وزن می‌شود.
اعتقاد بر این است که عدم تعادل در انتقال دهنده‌های عصبی در زمره‌ی علتهای اختلالات خلقی، غالباً افسردگی و اختلال دو قطبی است. عدم تعادل هورمونی می‌تواند به افسردگی منجر شود. استرس بیش از حد و یا مشکل داشتن در مقابله‌ی با آن نیز می‌تواند اختلالات خلقی را بوجود آورد. همچنین مشخص شده است که این اختلالات می‌توانند در خانواده‌ها به شکل صفات ژنتیکی خاصی وجود داشته باشد. به عنوان مثال، اختلال خلقی دو قطبی به صورت ژنتیکی منتقل می‌شود. نشانه‌های افسردگی ممکن است ناشی از اختلالات سازگاری باشد. یک رویداد استرس‌زا مانند یک ناکامی یا شکست، داشتن یک مشکل در خانواده، یک مسئله‌ی خویشاوندی یا رابطه‌ای و غیره ممکن است به افسردگی بیانجامد که به مدت چندین ماه باقی مانده که پس از رفع مورد استرس‌زا، این اختلال از بین می‌رود. این وضعیت نمی‌تواند به عنوان یک اختلال افسردگی ماژور طبقه‌بندی شود.

اختلالات خلقی و خلاقیت ـ ارتباطی عجیب

مطالعات صورت گرفته در روانشناسی، بین اختلالات خلقی و خلاقیت ارتباطی غیر معمول را به اثبات رسانیده‌اند. در طول یک دوره شیدایی که با انرژی افزایش یافته، اعتماد بنفس بیشتر شده، احساس لذت شدید مشخص می‌شود، همچنین مشاهده شده که سطوح خلاقیت فرد افزایش می‌یابد. در طی یک اپیزود شیدایی، فردی ممکن است شدیداً درگیر فعالیتی شود که موجب خوشحالی او می‌گردد، او ممکن است دست به انجام یک فعالیت هدفمند بزند و ایده‌های مختلفی داشته باشد (که می‌تواند ایده‌ی خلاقانه نامیده شود). این امر ممکن است به تجلی عالی از خلاقیت منجر شود. کِی ردفیلد جمیسون Kay Redfield Jamison روانشناس بالینی و نویسنده‌ی آمریکایی در کتاب خود با نام Touched with Fire: Manic-Depressive Illness and the Artistic Temperament (لمس آتش: بیماری افسردگی توأم با شیدایی و سرشت هنری)، مطالعات خود را بر روی نسبت‌های اختلال خلقی در افرادی با زمینه‌های خلاقانه ارائه داده است. او همچنین توضیح می‌دهد که چگونه اختلال دو قطبی می‌تواند در خانواده‌هایی که دارای شغلهای خلاقانه می‌باشند، به طور ارثی به وجود آید.
افرادی که دارای اختلالات خلقی می‌باشند به کمک فوری نیاز دارند. شناسایی عارضه‌ای تحت عنوان اختلال خلقی و تشخیص صحیح آن، به هنگام انجام درمان مناسب، از اهمیت بسیاری برخوردار است. درمان این اختلال بستگی به وضعیت جسمی و روانی بیمار و عوامل خارجی مؤثر بر سلامتی وی دارد. اقدامات درمانی شامل داروهای ضد افسردگی (جهت افسردگی)، داروهای تثبیت کننده‌ی خلق (برای اختلال دو قطبی)، و کمک‌های روانشناختی می‌شوند. درمان شناختی رفتاری Cognitive behavioral therapy جهت درمان اختلالات خلقی بکار گرفته می‌شود. این درمان به بیمار کمک می‌کند تا اطلاع یابد چگونه خلق و خوی او بر افکار و رفتارش تأثیر می‌گذارد و همچنین به او کمک می‌کند تا با این مشکل به مبارزه بپردازد. درمان میان فردی Interpersonal therapy می‌تواند به بیمار در بهبود تعاملات اجتماعی کمک نماید. در مواردی که مشاوره و یا داروها به بیمار کمکی نکنند، درمان با الکتروشوک می‌تواند بر روی بیمار انجام شود. حمایت از طرف خانواده و دوستان در کمک به بیمار در مقابله با اختلال خلقی وی نقش مهمی ایفا می‌نماید. اما احتمالاً، خودیاری از طریق یک رژیم غذایی مناسب، ورزش منظم، خواب کافی، اجتماعی شدن و مدیریت استرس بهترین کمک در مهار و کنترل مشکلات خلقی است.

همچنین ببینید

صدا بیزاری یا میزوفونیا Misophonia

محققان دانشگاه نیوکاسل دریافتند افرادی که قادر به تحمل صداهایی مانند جویدن آدامس یا بیرون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *